چند واقعیت عجیب و غریب در مورد کفشها که شاید تا کنون نشنیده اید
چند واقعیت عجیب و غریب در مورد کفشها که شاید تا کنون نشنیده اید

هر کس که این لیست را می خواند صاحب یک جفت کفش است، چه نایک باشد یا جیمی چوش یا یک کراکس زشت قدیمی. کفش، نقش مهمی در زندگی ما دارد، بخاطر این که انگشتانمان را ایمن نگه می دارد، ظاهر ما را باحال نشان می دهد و به ما کمک کند فقط کمی قد بلند به نظر برسیم. به عنوان یکی از قدیمی ترین اختراعات بشر، کفش ها وقت زیادی را برای تغییر زندگی ما گرفته اند و به ابزاری برای بدنمان تبدیل شده اند.

10. بیل نای پاهای بالرین ها را نجات داد

بیل نای یکی از محبوب ترین دانشمندان کره زمین است. او اخیراً به لطف یک سلسله مباحث عمومی در اخبار مطرح شده است، اما در زمانهایی که با سوپراستارها نمی رقصد و یا با جی - ز قرار نمی گذارد، مشغول کفش های باله است. نای خیلی نگران پاهای بالرین هاست. وی پس از فیلمبرداری اپیزودی از مرد دانشمند در اقیانوس آرام شمال غربی، بیل نای متوجه چیزی مزاحم شد. بسیاری از بالرین ها کفشهای خونین داشتند. بیل متوجه شد که وقتی رقاصنده ها به صورت پیکان می رقصند، جاذبه روی بدن آنها فشار می آورد در حالی که زمین هم آنها را به بالا هل می دهد. این نیروهای ترکیبی پاهای رقصنده ها را خراب می کردند، بنابراین نای تصمیم گرفت تا کفش باله بهتری را اختراع کند که "کفش انگشتی" نام دارد، کفش نای با یک جعبه مخصوص طراحی شده که در حین محافظت از انگشتان پا، از پنجه پا نیز محافظت می کند و باعث می شود که رقصنده باله از صدمات واقعا جدی محافظت شود.

9. ورنر هرتسوگ کفش خود را می خورد

آن صحنه از فیلم گلدن راش که چارلی چاپلین کفش خود را می خورد، به خاطر دارید؟ وقتی در هنگام طوفان وحشتناک برف در کابین خود کاملا گرسنه به دام افتاده، تصمیم می گیرد چکمه خود را بجوشاند و بندهای آن را مانند اسپاگتی را بخورد. خوشبختانه برای دستگاه گوارش چاپلین، ضمن احترام به شرکت آمریکاییLicorice، این کفش واقعاً از شیرین بیان ساخته شده است. اما از طرف دیگر ورنر هرتسوگ چندان خوش شانس نبود. هرتسوگ، یکی از برجسته ترین فیلمسازان آلمان است که به کارگردانی آثار کلاسیکی مانند Aguirre ، Wrath of God و مستندهایی مانند Grizzly Man پرداخته است. او همچنین از ساخت شرط بندی های دیوانه وار لذت می برد. به گفته هرتسوگ، او یک روز با کارگردان آینده ارول موریس بحث می کرد که موریس خاطرنشان کرد که یافتن بودجه برای فیلم های وی چقدر دشوار بوده است. هرتسوگ می خواست دوست خود را به چالش بکشد، به موریس گفت که به تلاش خود ادامه دهد، و سپس اضافه کرد که اگر او یک فیلم را تمام کرد، "من حاضرم کفش خود را بخورم." . در سال 1978 موریس در نهایت فیلم دروازه های بهشت، اولین مستند از مجموعه مستندهای خودش را منتشر کرد. هرتسوگ سر حرفش ماند و معامله را در سال 1980 انجام داد. وقتی که فیلمبرداری فیلم با تهیه کنندگی لس بلان آغاز شد، هرتسوگ کفش خود را در سیر و چربی اردک پخته و شروع به خوردن کرد. اگرچه کاملاً خوراکی بود ولی احتمالاً به اندازه چکمه شیرین چاپلین قابل لمس نبوده است.

8- گوشه مرموز کفش شهر هانوفر 

چه پارس کردن یک سگ باشد و چه دروازه به جهنم ، هر شهر رازهای اسرارآمیز خود را دارد. شهر هانوفر به دلیل پدیده ای عجیب و غریب در سراسر ایندیانا شناخته شده است. در حدود 50 سال گذشته، یک ستون مرموز از کفش در گوشه و کنار تقاطع خیابان 109 و خیابان کالوم رشد کرده است. در طول سالها ، هر نوع کفش که بتوانید تصور کنید، در تقاطع نشان داده شده است، از چکمه های کابوی گرفته تا کفش فلیپ فلاپ و حتی یک جفت کفش دلقکی. بیشتر کفش ها پاره و کهنه اند، اما تعداد قابل توجهی نیز کاملاً جدید هستند. دپارتمان بزرگراه مرتباً کفش را بالا می برد اما ستون هرگز به مدت طولانی از بین نمی رود. به محض ناپدید شدن یک دسته کفش، دسته دیگری جای آن را می گیرد. در حالی که دانش آموزان احتمال دارد مقصر باشند، اما تا به حال هیچ کس در شهر تاکنون این مسئولیت را بر عهده نگرفته است، و هیچ کس تاکنون بخاطر این کار دستگیر نشده است. عجیب تر از همه این است که هیچ کس سرنخی از چگونگی شروع این سنت را ندارد. یک نظریه این است که، روزی یک نفر در تقاطع نشست و گدایی کفش کرد. بعد از اینکه او از آنجا رفت، مردم تنها به یاد او صندل و کفش ورزشی خود را به یادگار جا می گذارند. یک نظریه دیگر می گوید که شهروندان خوب شهر هانوفر شروع به خرید هدیه برای یک خانواده کشاورز فقیر کردند که به کمک نیاز داشتند. با این حال، خارق العاده ترین نظریه این است که شخصی در اصل کفش ها ی مردانه و زنانه را در آنجا رها کرد. آن دو کاری را انجام دادند که انسان ها برای انجام آن آفریده شده اند و به زودی، کفش ها مکان را پوشانده اند.

7. کودکان و نوجوانان رومی، کفش را به عنوان نمادهای موقعیتی می پوشیدند

گرچه تکنولوژی در چند هزار سال اخیر تحول یافته است اما طبیعت انسان به سختی تغییر کرده است. به عنوان مثال، رومی ها را بررسی کنید. آنها دقیقاً همانند ما از مد آگاه بودند و وقتی صبح از خواب بیدار می شدند ، لباسی می پوشند که دیگران را تحت تأثیر قرار بدهند. کفش ها نقش مهمی در زندگی رومیان داشتند هم توده مردم و هم اشراف زادگان می دانستند که کفش ها پیام مهمی ارسال می کنند. این موضوع به همه اطلاع می داد که شما چه کسی هستید و چقدر پول دارید، درست مثل امروز. فقط در عصر رومیان، این سیستم کمی رسمی تر بود. براساس یافته های باستان شناسانی که در قلعه وینولاندا در شمال بریتانیا کار می کردند ، کودکان رومی کفشهایی می پوشیدند که دقیقاً شبیه والدینشان بود. و دلیلش این نبود که بخواهند مثل مادر یا پدرشان باشند. این کفش های یکسان برای گفتن "من در این طبقه اجتماعی هستم" بود. وقتی محققان بخشی مسکونی به نام فلاویوس سریالیس را کشف کردند، کفشی بچه گانه را پیدا کردند که نسخه کوچکی از چکمه مردی ثروتمند بود. این کفش حتی برای کودکانی که قادر به راه رفتن نبودند هم طراحی شده بود. این کفش از چرم گرانبها ساخته شده و توسط مجموعه کاملی از میله های آهنی در کنار هم قرار گرفته است. اما هنگامی که باستان شناسان در اطراف منطقه جستجو رفتند، چکمه هایی با اندازه بچگانه پیدا کردند که ظاهراً همان چیزی بود که یک سرباز رومی معمولی می پوشیده است. یک نظامی مدرن را تصور کنید که بچه هایش چکمه‌های رزمی پوشیده اند تا دنیا بداند پدرشان سرباز است. هرچند که به عنوان یکی از قدرتمندترین ارتشهای تاریخ بشر ، لژیونرهای رومی مطمئناً سهم خود را از جنایات مد مرتکب شده بودند. در سال 2010، محققان یک جفت صندل کشف کردند که متوجه شدند روی یكی از ناخن ها اثری از الیاف است كه از جوراب گرفته شده بود. بله. رومیان این عادت وحشتناک را داشتند که صندل جلوباز را با جوراب بپوشند. البته، همانطور که صندل در شمال یورکشایر پیدا شد، سرباز احتمالاً برای اینکه سردش بوده به آنها احتیاج داشته است، بنابراین ما قصد نداریم او را به دست گلادیاتورهای مد بسپاریم.

6. حادثه کفش مایک میلبری

در 23 دسامبر سال 1979، بوستون بروینز در نیویورک رنجرز در مادیسون اسکوئر گاردن بازی می کرد و اوضاع داشت خوب پیش می رفت. بعد از اینکه بوستون بازی را با یک امتیاز برنده شد، آل سکورد، وینگر چپ بروینز فهمید زمان خوبی برای پانچ کردن مرکز رنجرز، اولف نیلسون است. اوضاع به سرعت در حال از بین رفتن بود كه یك هوادار دیوانه رنجرز به نام جان كاپیتن شیشه را پایین کشید و با مجله به صورت بروینز كه در مقابل جاناتان قرار داشت زد. علاوه بر توهین کردن و آسیب زدن، مرد سپس چوب را به سرقت برد و با عجله به داخل غرفه ها رفت. یک شوخی قدیمی وجود دارد که می گوید: "یک شب من به دعوا رفتم و یک بازی هاکی روی داد." خوب، این تقریباً همان چیزی است که اتفاق افتاده است. هجده بازیکن بروینز از بالای صفحه شیشه ای پریدند و با هواداران رنجرز نبرد کردند. در مورد کاپیتان، او این بدبختی را داشت که به بازیکنان بروژین پیتر مک ناب و مایک میلبوری "دیوانه" وارد شود. اتفاق بعدی که افتاد ، در لاین هاکی ثبت شده است. در حالی که این دو بازیکن او را نگه داشتند، میلبری یکی از کفش های کاپیتان را پرتاب کرد و شروع کرد به ضرب و شتم او. بعد از تمام شدن دعوا ، میلبوری کفش را به سمت یخ انداخت و کاپیتان را مجبور کرد تا خانه، پابرهنه پیاده روی کند. اما در حالی که کاپیتان دادخواستی را تهدید می کرد، حادثه کفش منجر به بروز عواقب جدی به غیر از موانع بالاتر در مادیسون اسکوئر گاردن نشد. مایک دیوانه به عنوان مفسر و مدیر کل تیم نیویورک انتخاب شد، اما تقریباً پس از 35 سال، او هنوز هم به یاد زمانی می افتد که یک فن را با کفش خودش می زد.

5. کفشهای جت ناسا اختراع شده است.

دهه 1960 دهه پرکاری برای ناسا بود. مسابقه فضایی کاملاً در حال جابجایی بود، ماه در ذهن همه قرار داشت و فضانوردان جالبترین افراد کره زمین بودند. اما اگر دانشمندان به کار بر روی یک پروژه علمی تخیلی خاص پایان دهند، سفرهای فضایی حتی می توانند جالب تر باشند. محققان ناسا در حال آزمایش یک جفت چکمه های فضایی کاملاً کاربردی بودند. نبوغ پشت این کلوپرهای دیوانه مهندس ناسا لانگلی جان برد بود. الهام گرفته از "سیستم عامل پرواز" و راهی که غواصان خود را با قدم زدن برافروختند، پرنده یک جفت کفش ایجاد کرد که فضانوردان را از طریق فضا مانند تونی استارک منفجر می کند. این چکمه های آینده نگر بیش از کفش های فضانورد پوشیده شده و به یک کوله پشتی مخصوص پر از اکسیژن تحت فشار وصل شده بودند. اگر فضاپیما می خواست به جلو حرکت کند، می توانست با استفاده از انگشت بزرگ خود، سوئیچ داخل کفش خود را فعال کرده و جریان اکسیژن را از هر چکمه آزاد کند. از آنجا که این چیزها با فرمان نبوده است، فضانوردان مسیرهای پرواز خود را با آنها هدایت می کنند. این سیستم نه تنها بر حس تعادل انسان نقش داشت، بلکه به فضانوردان نیز اجازه می داد دست خود را در صورت نیاز به انجام هر کاری آزاد نگه دارند. هرچه این همه صدا به گوش می رسد، کفش جت در واقع یک سری آزمایش را پشت سر گذاشته است، اما محققان هنوز هم شبهات خود را داشتند. آنها مطمئن نبودند که سوئیچ انگشت پا با کت و شلوار تحت فشار کار کند و نگران بودند که کفش فقط خیلی سنگین باشد. سرانجام کفشهای جت تکه تکه شدند و جهان را کمی جذاب تر کردند.

4- کفش های فاحشه

امکان دارد سرآشپزی بدون پیش بند باشد، پزشکی بدون گوشی طبی و فاحشه بدون کفش پاشنه بلند؟ کفش همیشه بخش مهمی از کلکسیون یک فاحشه بوده است. در ژاپن، صیغه های سلطنتی تقریبا افزایش یافته بود، و پاشنه های 75 سانتی متری (30 اینچ) نشاندهنده اشرافیت درباریان در دوره رنسانس ونیز بود. با این حا، شاید اغوا کننده ترین صندل ها به یونان باستان برگردد، در آنجا همه چیز قانونی بود و روسپی ها مالیات می پرداختند. البته وقتی خدایان به فرمان المپوس در کوهستان دار زده شدن، پایین ترین قلاب های فرومایه به عنوان "پورنوئی" شناخته می شدند (حدس می زنید کدام کلمه امروزی از آن ناشی می شود؟). بسیاری از این پورنوها برده بودند و از مناطقی مانند ترایس و ترکیه امروزی سرقت می کردند. می گویند بربرها به دلیل اینکه نمی توانستند به زبان یونانی صحبت کنند، در خیابانها کار می کردند، در جاده های خاکی و بدون پوشش حرکت می کردند. هرچند که احتمالا در این مسیرهای خاکی در باران کشته می شدند اما برای تبلیغات رایگان عالی بودند. پورنوایی صندل هایی می پوشیدند که عبارتی مانند "دنبال من بیا " بر آن حک شد بود. آنها در خیابان های ماسه ای را راه می رفتند و ردپایی برای هر رهگذر می گذاشتند و از زمان زئوس تغییر زیادی نکرده است. با الهام از این کفش های باستانی، گروهی به نام The Aphrodite Project یک جفت پاشنه مخصوص ساخته است که همراه با آژیر برای ترساندن مهاجمان و یک ردیاب GPS که در پاشنه مخفی می شود، استفاده می شود.

3. کفش رهبران جهان

یک رهبر جهانی بودن استرس زا به نظر می رسد. آنها باید با مسائل اضطراب آوری روبرو شوند و بدتر از همه، همیشه باید نگران کفش خود باشند. به عنوان مثال رئیس جمهور ایالات متحده را بگیرید. به دلیل سخت کوشی جانستون و مورفی، کفش های زیبایی می پوشد. این شرکت در زیرزمین ویلیام دادلی در سال 1850 تأسیس شد و برای هر رئیس جمهور از میلارد فیلمور گرفته تا باراک اوباما کفش فراهم کرده است. و در حالی که ما درگیر این موضوع هستیم، آبراهام لینکلن رکورد بزرگترین پا (تقریبا سایز 14) را در اختیار دارد و رادرفورد بی. هایز دارای کوچکترین (تقریبا سایز 7) است. اما وقتی صحبت از استایل می شود ملکه الیزابت از همه آنها پیشی می گیرد. با حضور تیمی از متخصصان مد، لباس های ملکه در برنامه کامپیوتری ثبت می شود که چه موقع چه چیزی را پوشیده و چرا. به این ترتیب، او هرگز یک لباس مشابه را دوباره به همان مناسبت نمی پوشد. کارشناسان وی حتی برای لباس های او اسم مستعار انتخاب می کنند، مانند یک لباس زرد که آنها را با اسم مستعار "فنجان کره" نامگذاری کرده اند. پیش گیری های اضافه برای محافظت از پاهای خاندان سلطنتی انجام شده است. از آنجایی که پاشنه کفش های ملکه به هیچ وجه نباید در یک مراسم خاص جدا شوند یا آسیب ببینند، طراحان وی باید اطمینان حاصل کنند که کفش های او تا حد امکان نرم هستند. برای دستیابی به حداکثر راحتی ، ملکه یک خدمتگزار کفش خود را می شکند تا خوب و راحت شود. این یکی از کارهای کوچکی است که ملکه بودن با خود به ارمغان می آورد.

2. نحوه دویدن ما، کفش را تغییر می دهد

اگر یکی از آن دونده های ماراتن را که به "جگرز" معروف است ، می شناسید، بدون شک درباره آخرین دیوانگی در ورزش، یعنی دویدن پابرهنه شنیده اید. بدیهی است ، این کار برای اجرای فرار از زمین های صخره ای یا محافظ شیشه ای هنگام مبارزه با تروریست ها عالی نیست. با این حال، دانیل لیبمن ، زیست شناس هاروارد ادعا می کند که دویدن پابرهنه در واقع ممکن است برای بدن ما بهتر از دویدن با کفش ورزشی باشد. کفشهای دو، فقط از 40 سال گذشته محبوب شده اند. قبل از آن، مردم مجبور بودند بدون پاشنه های تجملی بدوند و همانطور که لیبمن کشف کرد ، این پاشنه ها به طور طبیعی، تفاوت زیادی را در نحوه حرکت افراد ایجاد می کند. لیبمن چندین گروه از ورزشکاران آمریکایی و کنیا را مشاهده کرد که با کفش یا بدون کفش در حال دویدن بودند. برخی از آنها، تمام زندگی خود را صرف دویدن با پای برهنه کرده بودند، برخی از آنها مادام العمر کفش می پوشیدند و برخی دیگر اخیراً به اردوگاه های دیگر انتقال داده شده بودند. افرادی که کفش ورزشی می پوشند، ابتدا با پاشنه به زمین ضربه می زنند، در حالی که دسته پابرهنه، ابتدا با پا انگشتان پا یا میانه پا ضربه می زنند. وقتی اول با پاشنه به زمین ضربه می زنید، یک موج شک وسیع به بدن می فرستید. به گفته لیبمن، به این صورت که انگار "کسی به اندازه دو تا سه برابر وزن بدنتان، با چکش به پاشنه تان ضربه می زند." دویدن پابرهنه داستان کاملاً متفاوتی است. هنگامی که ابتدا با انگشتان پا می روید ، تقریباً هیچ نیرویی به پاهای شما نمی رسد زیرا وزنتان بهتر توزیع می شود و گامهایتان محکم تر می شود. همانطور که لیبمن خاطرنشان می کند، نیاکان ما به هیچ وجه - بدون کمک آدیداس یا پوما- نمی توانستند با پاشنه بدوند. این مسئله تنش زیادی به بدن آنها وارد می کرد. بنابراین کفش های دو نحوه حرکت را تغییر داده اند. 

1. جراحی های سیندرلا

پاشنه های بلند در ابتدا برای مردان ، به ویژه برای سربازان ایرانی اختراع شد. زنان فقط در دهه 1630 این ترند را انتخاب کردند. از آن زمان، پاشنه های بلند یک اصل در مد زنانه بوده است، و در حالی که برخی آنها را به عنوان سمبل ظلم و ستم می دانند، برخی دیگر هدف از آنها را، ایجاد توانمندسازی و جذابیت جنسی می دانند. اما زیبایی قیمتی دارد، و هرکسی که همیشه بر روی یک جفت پمپ بلغزد، می داند کفش پاشنه بلند دردناک است ، به خصوص اگر پاهای عالی یک سوپراستار را ندارید. هرچند که کارهایی انجام شده است که نوید تغییر بازی پاشنه بلند را می دهند. این عملیات معروف به "جراحی های سیندرلا"، باعث می شود که پوشیدن کفش مورد علاقه زنان با درد کمتری همراه باشد. چند روش نسبتاً ساده دارد، مانند پرتاب بسته های تحریک کننده. مرحله بعد، تزریق کلاژن است که پزشکان سرنگ را در پا تزریق می کنند و آن را با چربی زیادی پر می کنند. کوسن فوری. اما تکان دهنده ترین عمل جراحی مربوط به انگشتان پا است. هر زنی انگشتان پایی دارد که از بقیه انگشتان بلندتر است و او را مجبور به پوشیدن دو پاشنه متفاوت می کند. خوب، به لطف "عمل جراحی سیندرلا"، پزشکان می توانند چند سانتی متر از انگشتان پا را کوتاه کنند، و این مشکلات را حل کنند. حتی بدتر این که ، بعضی از خانم ها کاملاً انگشتان صورتی خود را رها می کنند و تنها چهار انگشت در هر پا دارند. این عمل ها بسیار آزادانه هستند و به گفته کالج آمریکایی جراحان پا و مچ پا، بسیار خطرناک است و یادآور فشارهایی است که بخاطر انتظارات خاصی از زیبایی زنان می رود، روی آنها وارد می شود. همانطور که یکی از بیماران گفت: "تا زمانی که آنجا نبوده اید و نتوانسته اید کفش پیدا کنید و دردی احساس نکرده اید ، قضاوت نکنید."


 

ارسال نظر
نام و نام خانوادگی:
Email:
وبسایت:
نظر:
Captcha